الملا فتح الله الكاشاني

313

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( لِتَحْمِلَهُمْ ) * تا ايشان را سوار كنى و با خود بحرب برى * ( قُلْتَ ) * در حالتى كه گفتى كه در اين وقت * ( لا أَجِدُ ) * نمىيابم * ( ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْه ) * چيزى كه شما را سوار كنم بر آن اينحالست از كاف اتوك باضمار قد و قوله * ( تَوَلَّوْا ) * جواب اذا است يعنى چون از ركوب محروم ماندند برگشتند از پيش تو * ( وَأَعْيُنُهُمْ ) * در حالتى كه چشمهاى ايشان * ( تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ ) * روان ميشد از اشك يعنى اشك از ديدهاى ايشان ميريخت اين ابلغ است از تفيض دمعها زيرا كه دالست بر آنكه عين دمع فياض شده * ( حَزَناً ) * بجهة اندوه يا در حالتى كه اندوهگين بودند يا اندوهگين شدند اندوهگين شدنى * ( أَلَّا يَجِدُوا ) * بجهة آنكه نمىيافتند * ( ما يُنْفِقُونَ ) * آنچه خرج كنند در آن سفر و اين قوم را بكائين گويند در انوار گفته ايشان هفت تن بودند از انصار معقل بن يسار و صخر بن خنسا و عبد اللَّه بن كعب و سالم بن عمير و عبد اللَّه بن معقل و علية بن زيد و ابو ثعلبه بن عتمه بدرگاه نبوت پناه آمده گفتند يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله ما را داعيهء حرب و جهاد است و پياده مانده‌ايم مركبان عنايت فرماى تا بر آن سوار شده بغزا آئيم حضرت فرمود كه آنچه مىجوئيد نمىيابم ايشان گريان از پيش سيد عالميان بيرون آمدند و ابن عمير و عباس و عثمان ايشان را توشه و مركب داده همراه بردند و از ابو حمزهء ثمالى روايتست كه اين هفت كس عبد اللَّه بن كعب است و علية بن زيد و عمرو بن عتمه كه از بنى النجارند و سالم بن عمير و حرم بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن عمر كه از بنى عمرند و ابن عوف و عبد اللَّه بن معقل كه مزنىاند و نزد محمد بن كعب و ابن اسحاق هفت كس بودند از قبايل متفرقه و مجاهد گفته كه جمعى از مزنى بودند و نزد واقدى هفت كس بودند از فقراء انصار كه چون از ركوب مايوس شده بگريه افتادند عثمان دو كس را سوار كرد و عباس بن عبد المطلب دور او ياسر بن كعب سه را و جمعى كه متوجه تبوك شدند بيست هزار بودند ده هزار سوار و باقى پياده القصه حقتعالى ميفرمايد كه بر اين مردم اگر تخلف كنند حرجى و عتابى نيست * ( إِنَّمَا السَّبِيلُ ) * جز اين نيست كه عتاب و ملامت * ( عَلَى الَّذِينَ ) * بر آنان است كه ايشان * ( يَسْتَأْذِنُونَكَ ) * از تو دستورى ميجويند در بازايستادن * ( وَهُمْ أَغْنِياءُ ) * و حال آنكه ايشان توانگرانند و زاد و مركب ايشان آماده است * ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا ) * راضى شده‌اند كه باشند * ( مَعَ الْخَوالِفِ ) * با زنان و كودكان و بيماران بجهة ايثار دعه بر مشقت * ( وَطَبَعَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ ) * و مهر نهاده خدا بر وجه تخليه بر